یادش به خیر این عکس ها را زمانی که سردبیر سایت چهاردیپلمات بودم بر روی سایت گذاشته بودم ولی دیگر زمان اجازه نداد و قدری هم تنبلی ما باعث شد تا بخش دیگری از عکس ها بر روی سایت نروند که ان شاالله به ترتیب آنها را هم در همین وبلاگ خواهم گذاشت.
۶- ارتفاعات تته -سال ۱۳۶۰ بعد از عملیات محمد رسول الله- حاج احمد متوسلیان در حال توجیه محسن رضایی (فرمانده سپاه وقت) ، حیف که حاجی رفت، شاید به ایشان هم داشت انتهای افق را نشان می داد.

حاج احمد متوسلیان در حال توجیه محسن رضایی
۷- مریوان، حاج احمد متوسلیان با لباس محلی کردی، حاجی: ما برای خدمت به این مردم آمده ایم و همین یکرنگی او با محلی ها باعث شد تا او را کاک احمد بخوانند.

حاج احمد متوسلیان با لباس محلی کردی
۸- مریوان، ارتفاعات اورامان تخت ، حاج احمد متوسلیان، محسن رضایی ، شهید رضا چراغی و...

عجب جمعی بود ، حیف که بهترین ها گلچین شدند
۹- مریوان سال ۱۳۶۰- حاج احمد متوسلیان، تقی رستگار مقدم و تنی چند از یاران ...

حاج احمد متوسلیان و یار وفادارش تقی رستگارمقدم، این سربند سبزرنگ الی بیت المقدس که بر پیشانی تقی بسته شده چه حرفها که در خود پنهان دارد.
۱۰-حاج احمد متوسلیان ، شهید ناصر کاظمی و... در جمع فرماندهان وقت یگان های سپاه

چه هنرمند است این فرشته شهادت که زیباترین ها را با خود می برد
- به بهانه بیست و ششمین سالگرد اسارت شیرمرد سپاه ایران حاج احمد متوسلیان و سه همراهش ، سید محسن موسوی ، کاظم اخوان و تقی رستگارمقدم
۱- دزلی سال ۱۳۶۰ - حاج احمد متوسلیان در محضر مقام معظم رهبری ، چه زیباست در کنار یار بودن

مقام معظم رهبری: جوانی را در مریوان دیدم که به همراه ۱۲۰ نفر از تهران عازم مریوان شده بودند و همه ایشان شهید شده بود و تنها ایشان و یک نفر دیگر زنده مانده بودند و او هم هر لحظه در انتظار شهادت بود.
۲- مریوان سال ۱۳۶۰-- حاج جواد اکبری (جانشین حاج احمد متوسلیان در مریوان) در آغوش حاج احمد متوسلیان - -- زمانی که حاج احمد متوسلیان برای تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول الله عازم جنوب شد و حاج جواد را به عنوان جانشین خویش در مریوان گذاشت و رفت.

سخت است وداع یاران (حاج جواد اکبری هنوز منتظر است تا بار دیگر حاج احمد را در آغوش بکشد)
۳- مکه سال ۱۳۶۰- حاج احمد متوسلیان و شهید محمد ابراهیم همت در سفر معنوی حج

خوشا آنان که به طواف خدای خویش رفتند
۴- سفر حج سال ۱۳۶۰- حاج احمد متوسلیان، شهید محمد ابراهیم همت، شهید محمود شهبازی، حسین شریعتمداری و...

جمع باصفایی بود، حیف که خوبان رفتند
۵- مریوان سال ۱۳۶۰ - حاج احمد متوسلیان ، نعمت الله حکیم سوری و تنی چند از یاران

حاج احمد کجایی که جمع یاران بی تو صفایی ندارد.
مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم؟
عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم؟
چشم آلوده کجا ، دیدن دلدار کجا؟
چشم دیدار رخ دوست ندارم چه کنم؟
هر جمعه که می شود دل هایمان برای ظهور مولایمان بیشتر می تپند ، و مدام دم از منتظر ایشان بودن و شیعه بودن می زنیم، اما آیا به راستی ما خود منتظر ایشان هستیم؟
چقدر در برابر ظلم هایی که در اطرافمان صورت می گیرند واکنش می دهیم و چقدر سعی در جلوگیری از فساد می کنیم؟
امر به معروف و نهی از منکر چقدر در زندگی ما جای دارد؟
اصلا نه ، خودمان چقدر بر ترک گناه مصمم هستیم؟
قدری فکر کنیم، منتظر ما هستیم یا آن مردانی که مردانه برای احیای عدالت مبارزه کردند و شهید و مفقود شدند؟ مردانی چون حسین قجه ای ،که تا آخرین قطره خونش برای احیای اسلام جنگید و شیرمردی چون حاج احمد متوسلیان.... که از شنیدن نامش لرزه بر اندام کفار و منافقین می افتاد.... مردی که برای آزادی قدس از چنگال گرگهای صهیون رفت و هنوز از پس 26 سال برنگشته است.
خدا کند که بیاید؟

منتظر امام زمان(عج) ما هستیم یا مردانی همچون حاج احمد متوسلیان
مدتی است که هوا سرد شده و بسیاری از مردم کنج عزلت برگزیده اند، برخی مدارس و ادارات تعطیل شده و....، خلاصه خیلی ها را از تکاپو انداخته و خانه نشین کرده است.
اما هنوز خوب به یاد داریم ، مردان مردی را که در سرمای مرگبار کردستان و کرمانشاه، چون شیر با متجاوزان به سرزمین و عقایدمان جنگیدند و لحظه ای تردید به خویش راه ندادند
مردانی به عظمت کوه های سر به فلک کشیده کردستان
مردانی به عظمت ارتفاعات تته، بمو، بلفت، دوپازا، کله قندی و ...
مردانی همچون چمران، کاوه، همت، بروجردی، وزوایی و...
و شیرمردی به نام احمد متوسلیان و یارانش
هنوز وقتی پا به کوه های سر به فلک کشیده مریوان می گذاری، جای پای احمد متوسلیان را در آنجا خوب می بینی
هنوز مریوان به او ارادت دارد ، منافقین هنوز هم در دزلی از شنیدن نامش به لرزه در می آیند و تته هنوز زیر پای یاران احمد است.
و افق که در انتظار است تا او پرچمش را در آنجا بکوبد و لحظه ای از نبرد خسته نشود.
اینها مصداق واقعی ((رجال لا تلهيهم تجاره ولا بيع عن ذكر الله و... )) هستند، کسانی که زن و فرزند و مال دنیا و سرما و گرما لحظه ای آنها را از عبادت خدا غافل نکرد و لحظه ای جهاد در راه خدا را رها نکردند.
آنهایی که اگر در زمان علی(ع) بودند قطعا علی (ع) آن گونه مظلوم نمی ماند که زبان بگشوده و خطاب به مسلمان نمایان کوفه بگوید : (( ای کسانی که نام مرد بر خود گذاشته اید، هر وقت که زمان جنگ رسید چون تابستان بود بهانه گرما گرفتید و جنگ را به زمستان موکول کردید و چون زمستان رسید بهانه سرما آوردید و آن را به تابستان واگذاشتید وای بر شما ای ....))
و آن روز علی(ع) نیازمند این مردان بود.
و امروز ما نیازمند احمد و یارانش هستیم، با آن صلابت، آن صلابتی که خواب خوش بنی صدرها را بشکند و آنها را از خواب مستانه بیرون آورد.
ما نیازمند احمد متوسلیان هستیم ، نیازمند اقتدارش و وفاداریش به آرمان های خمینی
نیازمند آن احمدی هستیم که بدون توجه به قدرت صاحبان زر و زور گردن منافقین را بدون لحظه ای درنگ بشکند و سر آنها را _ همچون " کال کال" یار شفیق بنی صدرها_ را به سرعت دستگیری، بالای دار بفرستد، تا روزی مانند شهرام جزایری ها نتوانند از زیر طناب عدالت بگریزند و یا همچون موسویان به واسطه دوستی با بنی صدرهای خدانشناس زمانه، خود را مظلوم و بیگناه نشان ندهند
و ما امروز نیازمند آن احمدی هستیم که مدعیان دین و روسای دینی ترین پست های حکومتی را که به راحتی در مجالس لهو و لعب حاضر می شوند و به راحتی حرف های خمینی کبیر را تحریف می کنند، را از صریر قدرت به زیر کشد و رسوا کند
ما امروز نیازمند احمد متوسلیان هستیم که آقازاده هایی را که به راحتی رشوه می گیرند و به راحتی می گردند را به دامان عدالت علوی بسپارد.
و ما در این زمستان منتظر احمد هستیم....

احمد متوسلیان و یاران خستگی ناپذیرش، در جبهه های کردستان