سلام من به مدینه
به آستان بقیعش
به حسین و حسن غریبش
سلام من به درب نیم سوخته
سلام من به بغض های افروخته
سلام من به مزار بی نشان مادر
سلام من به دستان بسته حیدر
سلام من به مدینه،به زینب و کلثومش
سلام من به علی ، به خانومش
قسم به نام ، نامی مادر
قسم به اشک چشمان حیدر
قسم به ناله های ابوتراب
قسم به کودکان بی تاب
قسم به تربت پاک احمد
قسم به دخت محمد(ص)
قسم به چشمان خونبار مهدی
قسم به سینه داغدار مهدی
قسم به غربتت مهدی
قسم به غیرتت مهدی
قسم به چشمان گریان تو
به نام تو، به اشک تو ......... قسم به فاطمه مادر تو
مهدی(عج) جان،آقای من، فدای آن چشمان خونبارت، بیا
مولای من بیا تا انتقام سیلی زهرا(س) بگیریم..............

درب خانه حضرت زهرا(س)- به فدای غربت امام زمان(عج) ، که با دیدن این درب ، داغ دلش تازه می شود
اولین بار شش سال پیش دیدمش ، توی دوره راویان نور، بچه ها را برده بودند دانشگاه شهید بهشتی(ره) برای مقدمات دوره، نزدیک اذان صبح بود ، بیدار شدم تا وضو بگیرم، بیدار بود و کنار تانکر آب داشت وضو می گرفت، خیلی خونگرم و صمیمی با من سلام علیک کرد و این شد فتح باب دوستی ، دانشجوی دانشگاه علوم و تحقیقات بود، نورانی و با محبت، عجب نمازی خواند آن شب....
توی دوره عملی راویان خیلی با هم اخت شدیم، او هم مثل من بدجوری هوای کربلا کرده بود اما ظاهرا فعلا باید می سوختیم تا راهی می شدیم.....، هر چه می کردم از عکس می گریخت بالاخره راضی شد تا این عکس دسته جمعی را بگیرد اما اصلا اهل ژست گرفتن نبود....

شهید محمد عاشوری- نفر دوم از چپ، به راستی به کدامین افق می نگریست؟ در این مقتل شهدای چزابه
.......
آذر سال 84 بود، برای اردوی مریوان تماس گرفتم تا بیاید، گفت : به رفقا و همکارام قول دادم اگر بیام ، ایشان را هم ببرم، امسال بچه ها ماموریت دارند نامردی تنها بیام ، اما قول بده برای سال بعد یه سهمیه ویژه برای ما بگذاری کنار.......... قول دادم .
اسفندماه 84 بود ، چند وقتی که توی راهیان نور مشغول طراحی نقشه راهنمای زائرین و چند برنامه دیگر بودم ، حسابی خسته شده بودم از طرفی هم از آن همه بی مهری و اذیت ها کلافه بودم، می خواستم بی خیال ادامه کار بشم.
از در اتاق راویان آمد داخل و نقشه را جلوم روی میز دید، گفت: (( شنیدم داری برای راهیان نور یه نقشه طراحی می کنی، همین نقشه است؟))
-: بله ، ولی دیگه خسته شدم، این چند وقته خیلی اذیت شدم، می خواهم بی خیال بشم.
--: ببین سید جان ، هر کاری خستگی و زحمت داره ولی در عوض این کار شما ، خدمتی بزرگیست به زائرین و مورد رضای خدا، پس یا علی بگو و دیگر هیچ...
آن قدر گفت تا اقناعم کرد، خستگی از تنم در رفته بود، یک پرینت از نقشه برداشت تا ایراداتش را برایم بگیرد و راهنمایی ام کند.
دوباره جانی گرفتم و کار به آخر رسید....
ماه بعد توی دوکوهه دیدمش ، آن قدر کار کرده بود و به زائرین خدمت کرده بود که گوشه ای خوابش برده بود، چقدر چهره اش معصوم و دوست داشتنی بود..
فروردین 86 بود ، توی میدان انقلاب دیدمش ، همراه همسرش بود، از دور سلامی و لبخندی رد و بدل شد و گفت: (( سید اردوی غرب چی شد؟))
گفتم : (( محمد جان داریم ماه بعد می رویم ، خبرت می کنم))
رفته بودم نمایشگاه کتاب، سر نماز مغرب محمد شاعری نشست جلوم، بعد از نماز رو به من کرد:
--: سید محمد عاشوری را می شناختی؟
-: بله چطور؟
-- : مهدی ، زنگ زد و گفت ، محمد عاشوری امروز شهید شد؟
آسمان لحظه ای در برابر دیدگانم تار شد، و اشک مهمان چشمهایم شد و تمامی خاطرات پنج ساله از برابر چشمانم عبور کردند....
اردوی بعدی مریوان خودم هم نرفتم ، آخر به قولم وفا نکرده بودم
شهید محمد عاشوری- به راستی که شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصالشان عند ربه یرزقون هستند
وقتي در دور جديد از تاييد کتاب ها، برخي کتاب هاي فاسد مجوز چاپ گرفتند، دوباره انگشت به دهان ماندم که اين آقاي صفارهرندي بالاخره تا کي مي خواهد به اين وا دادن هايش ادامه بدهد.
کي مي خواهد اداي دين به انقلاب بکند؟
کي مي خواهد وزارت ارشاد را که روزي به وزارت افساد تبديل شد را به حالت اولش برگرداند؟
آيا صفار در آن جلسه هيئت دولت با رهبر معظم انقلاب نشنيد، که فرمودند: (( از فرهنگ رفع مظلوميت کنيد))؟
وقتي کتابهايي همچون " دلبرکان غمگين من" که يک کتاب کاملا ضداخلاقي است يا کتاب"کيمياگر2" -که به موضوع زندگي يک زن خياباني مي پردازد و درآن به ترويج فساد پرداخته شده- مجوز مي گيرد، آقاي صفار نمي داند محتواي اينها چيست؟
آيا صفار حاضر است دست دختر يا همسرش را بگيرد و به سينما ببرد و با هم – کلاغ پر، نقاب، دایره زنگی و... – نگاه کنند؟
به راستی چرا در سینمای صفار هرندی از فیلم مزخرف سنتوری به خاطر بهترین بازیگری تجلیل می شود؟

آقای صفارهرندی - تا کی باید شعارهای انقلاب و اصول اسلامی را زیر پا بگذارید؟
آيا آقاي صفار حاضر است براي فرزندانش کتاب هاي تازه مجوز گرفته فوق را بخواند؟
.....
گوشي را برداشتم و به يکي از مشاورين جوان وزارت مذکور زنگ زدم، براي بار چندم با شوخي و جدي حرفها را برايش تکرار کردم ، جوابش اين بود(( اين تيم مميزي مال دوره قبلي هستند مال زمان خاتمي، اتفاقا آقاي صفار مي خواهد عوضشان کند))
هيچ نگفتم، گوشي را گذاشتم و ديگر هيچ
راستي اگر فردا ، عمر آقاي صفار به پايان برسد ، به خدا چه خواهد گفت؟
مگر امام نفرموده بود: (( مبارزه با فساد می کنیم، فحشاء را قطع می کنیم ، مطبوعات را اصلاح می کنیم، رادیو را اصلاح می کنیم، تلویزیون را اصلاح می کنیم، سینماها را اصلاح می کنیم. تمام اینها به فرم اسلام باید باشد
تبلیغات ، تبلیغات اسلامی ست . وزارتخانه ها، وزارتخانه های اسلامی، احکام ؛ احکام اسلامی.))
حالا چرا کسانی مثل صفار که دم از امام و انقلاب می زنند ، اهداف و پیام های امام و اسلام را فراموش کرده اند؟

به راستی تا به کی حرف های امام خمینی(ره) زیر پا خواهند ماند؟
عمریست که از حضور او جاماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر ماست که ما برگردیم
مائیم که در غیبت کبری ماندیم.
به راستی قدری در اعمال خویش بنگریم، مدام جمعه ای می آید و می رود، اما امان از ما به اصطلاح منتظران ............

حضرت مهدی(عج) منتظر ماست؟ یا ما منتظر ایشان؟
مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم؟
عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم؟
چشم آلوده کجا ، دیدن دلدار کجا؟
چشم دیدار رخ دوست ندارم چه کنم؟
هر جمعه که می شود دل هایمان برای ظهور مولایمان بیشتر می تپند ، و مدام دم از منتظر ایشان بودن و شیعه بودن می زنیم، اما آیا به راستی ما خود منتظر ایشان هستیم؟
چقدر در برابر ظلم هایی که در اطرافمان صورت می گیرند واکنش می دهیم و چقدر سعی در جلوگیری از فساد می کنیم؟
امر به معروف و نهی از منکر چقدر در زندگی ما جای دارد؟
اصلا نه ، خودمان چقدر بر ترک گناه مصمم هستیم؟
قدری فکر کنیم، منتظر ما هستیم یا آن مردانی که مردانه برای احیای عدالت مبارزه کردند و شهید و مفقود شدند؟ مردانی چون حسین قجه ای ،که تا آخرین قطره خونش برای احیای اسلام جنگید و شیرمردی چون حاج احمد متوسلیان.... که از شنیدن نامش لرزه بر اندام کفار و منافقین می افتاد.... مردی که برای آزادی قدس از چنگال گرگهای صهیون رفت و هنوز از پس 26 سال برنگشته است.
خدا کند که بیاید؟

منتظر امام زمان(عج) ما هستیم یا مردانی همچون حاج احمد متوسلیان
مدتی است که متاسفانه چهره فرهنگی وطن عزیزمان کاملا به سمت ضداسلامی شدن پیش می رود، وضع اسفبار سینما و تلویزیون و دانشگاه و… همه و همه گواه این مطلب هستند.اما پیش از هر چیز بازخوانی فرمایشات رهبر کبیر انقلاب از همه چیز گویاتر و ضروری تر است.
سخنرانی پخش نشده امام خمینی(ره) پیرامون مباحث فرهنگی
..... این قدر ضعیف النفس نباشید، آنهایی که فرم غربی را بر فرم الهی ترجیح می دهند، اینها از اسلام اطلاع ندارند.
آنهایی که می گویند: نمی شود اسلام را در این زمان پیاده کرد.
برای این که اسلام را نشناخته اند، نمی فهمند چه می گویند، ما مبارزه با فساد را ، با دیره امر به معروف را و نهی از منکر که یک وزارتخانه مستقل بدون پیوستگی به دولت . و یک چنین وزارتخانه ای که تاسیس خواهد شد ان شاءالله
مبارزه با فساد می کنیم، فحشاء را قطع می کنیم ، مطبوعات را اصلاح می کنیم، رادیو را اصلاح می کنیم، تلویزیون را اصلاح می کنیم، سینماها را اصلاح می کنیم. تمام اینها به فرم اسلام باید باشد
تبلیغات ، تبلیغات اسلامی ست . وزارتخانه ها، وزارتخانه های اسلامی، احکام ؛ احکام اسلامی.
حدود اسلام را جاری می کنیم
خوف از این که غرب نمی پسندد نمی کنیم، غرب ما را خوار کرد، غرب روحیات ما را از بین برد، ما را غرب زده کردند.
ما این غرب زذگی را می زداییم، تمام آثار غرب را ( تمام آثار فاسده) ، تمام اخلاق فاسده غربی را ، تمام نغمات باطله غربی را خواهیم زدایید….

حضرت امام خمینی(ره) مدافع فرهنگ اسلامی و مخالف سرسخت فرهنگ فاسد غربی
برای دریافت صوت بر روی اینجا کلیک بفرمایید
حال باید قدری با این متولیان بی فرهنگ ،فرهنگ صحبت کرد، اما چگونه؟